ژانرها

دانلود فیلم های رمانتیک

Good Will Hunting (1997)
(ویل هانتینگ خوب)
Last Tango in Paris (1972)
(آخرین تانگو در پاریس)
Cinema Paradiso (1988)
(سینما پارادیسو)
Love & Other Drugs (2010)
(عشق و دیگر داروها)
The Dreamers
پاریس، بهار 1968. در حالی که اکثر دانش‌آموزان رهبری «انقلاب» ماه مه را بر عهده می‌گیرند، پسر دوقلوی شاعر فرانسوی تئو و دخترش ایزابل از زندگی خوب در خانه بزرگش در پاریس لذت می‌برند. آنها به عنوان علاقه مندان به سینما با متیو، دانش آموز کالیفرنیایی متواضع و با تحصیلات محافظه کار آشنا می شوند و «پذیرش» می کنند. در حالی که پدر و مادرشان به مدت یک ماه دور هستند، او را به عیاشی از اغماض تمام حواس می کشانند، و تمام بی گناهی خود و آخرین بی گناهی خود را از دست می دهند. یک سه نفری جنسی رابطه آنها را متزلزل می کند، اما فقط واقعیت بیرونی آن را از بین می برد.
Vertigo
(سرگیجه)
پس از بازنشستگی زودهنگامش به عنوان کارآگاه از دپارتمان پلیس سان فرانسیسکو، جان فرگوسن - که به او اسکاتی گفته می‌شود - به دو زن به ترتیب وسواس پیدا می‌کند، وسواس‌هایی که دوست قدیمی‌اش و نامزد سابقش، میج وود، که طراح لباس زیر زنان است، را نگران می‌کند. اولین زن، مادلین الستر، یک زن زیبا و ثروتمند با موهای پلاتینی است که همسر آشنای دانشگاهی‌اش، گاوین الستر است. گاوین از جان می‌خواهد که او را دنبال کند چون معتقد است مادلین ممکن است برای خود خطرناک باشد، چرا که فکر می‌کند روح مادر بزرگش، کارلوتا والدس، که هیچ چیزی در مورد او نمی‌داند اما گاوین می‌داند که در بیست و شش سالگی خودکشی کرده، وارد بدن او شده است. دومین زن، جودی بارتون است که جان یک روز او را در خیابان می‌بیند. جودی یک دختر از طبقه کارگر است، اما آنچه جان را مجذوب او می‌کند این است که با وجود ظاهر ساده و موهای قهوه‌ای‌اش، او دقیقا شبیه مادلین است، و جان سعی می‌کند جودی را به مادلین تبدیل کند. سوال اصلی جان این است که آیا ارتباطی بین مادلین و جودی وجود دارد؟ آنچه که بین جان و مادلین و جودی اتفاق می‌افتد، تحت تأثیر دلیل بازنشستگی زودهنگام جان است: حادثه‌ای در محل کار که نشان داد او از ارتفاعات می‌ترسد و هر وقت از ارتفاعات بلند به پایین نگاه می‌کند، دچار سرگیجه شدید می‌شود.
Three Colors: Red
آخرین قسمت از سه‌گانه فیلم‌هایی در مورد مشغله‌های جامعه فرانسوی، اینبار داستان در مورد یک مدل است که در میابد همسایه‌اش از تجاوز به حریم خصوصی مردم لذت می برد.
Cast Away
(دور افتاده)
چاک نولاند، مدیر عملیات فدرال اکسپرس مستقر در ممفیس و کلی فریرز، دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد، مدت‌ها با هم قرار ملاقات داشته‌اند و با هم زندگی می‌کنند، و علیرغم اینکه هر کدام عشق زندگی دیگری هستند، به دلیل مشغله‌هایشان ازدواج نکرده‌اند، به‌ویژه برنامه چاک که بیشتر اوقات در سفرهای کاری است تا در خانه. این وضعیت تاهل زمانی تغییر می کند که در روز کریسمس 1995، در حالی که چاک برای گرفتن یک هواپیمای دیگر از فدکس برای یک سفر کاری عجله می کند، او یک حلقه به کلی می دهد. این پرواز با مشکلات فنی روبرو می شود و جایی در جنوب اقیانوس آرام پایین می آید. در یک قایق نجات، یک چاک نسبتاً سالم به ساحل می‌آید و متوجه می‌شود که جزیره‌ای متروک است، او نمی‌داند چه اتفاقی برای همتایانش یا هواپیما افتاده است. با این حال تعدادی از بسته‌های موجود در کشتی برای تحویل با او در ساحل می‌آیند، بسته‌هایی که او ابتدا با احترام به آنها برخورد می‌کند. چاک متوجه می شود که اولویت او بقا است - که در درجه اول به معنای غذا، آب، سرپناه و آتش است - و نجات. اما بقا از نظر احساسی نیز هست. برای برآوردن این نیاز عاطفی، او یک ساعت جیبی ارثی با عکس کلی دارد که او به عنوان هدیه کریسمس به او داد و در نهایت بسته های فدکس را باز کرد، یک توپ والیبال ویلسون که روی آن صورت نقاشی می کند و نام آن را ویلسون می گذارد. با گذشت زمان، چاک طیفی از احساسات را پشت سر می گذارد، اما اگر نجات در کارت باشد، متوجه می شود که باید راهی برای خارج شدن از جزیره پیدا کند، که در شرایط او به دلیل موج سواری قوی در ساحل که نمی تواند بدون کمک از آن فراتر برود، به نظر غیرممکن است. چیزی که چاک ممکن است به طور کامل متوجه نشود این است که هر چه بیشتر نجات پیدا نکند، اگر نجات پیدا کند، بازگشت کامل به زندگی قبلی‌اش برایش سخت‌تر خواهد بود. اگرچه فکر کلی چیزی است که تا حد زیادی او را برای نجات انگیزه نگه می‌دارد، کلی که احتمالاً معتقد است او مرده است، ممکن است در این زمان از نظر احساسی از او فاصله گرفته باشد.
The Light Between Oceans
تام خسته از جنگ به عنوان فانوس بان در جزیره ای برای تنهایی مشغول به کار می شود. او با ایزابل جوان زیبا آشنا می شود و در نهایت با هم ازدواج می کنند. یک روز آنها یک قایق کوچک را می بینند که در اقیانوس شناور است. درون آن یک نوزاد و یک مرد وجود دارد. آنها برای نجات آنها عجله می کنند و متوجه می شوند که مرد مرده است. آنها بر سر تصمیم برای گزارش آن و اینکه آیا نوزاد را نگه دارند، مشکل دارند. ایزابل که به خاطر دو سقط جنین قبلی خود دلشکسته شده است، تام را متقاعد می کند که در مورد آن مرد به کسی چیزی نگوید و دختر را به عنوان فرزند خود بپذیرد. تام با تسلیم شدن به ترغیب او فقط برای خوشحال کردن او، مرد را در جزیره دفن می کند و نام دختر را لوسی می گذارند. سال ها بعد متوجه می شوند که دختر هنوز مادری دارد که به دنبال او می گردد.
Good Will Hunting
(ویل هانتینگ خوب)
ویل هانتینگ، جوان بیست‌ساله‌ای که به‌عنوان مستخدم در مؤسسه فناوری ماساچوست کار می‌کند، دارای ذهنی فوق‌العاده خلاق و استعدادی بی‌نظیر در ریاضیات است. پروفسور لامبو، استاد ریاضیات، به نبوغ او پی می‌برد و سعی می‌کند به او کمک کند. اما زندگی آشفته و پرچالش ویل باعث می‌شود که پروفسور از دوست قدیمی‌اش، روان‌پزشکی به نام شان مگوایر، درخواست کند تا به ویل مشاوره دهد و راهی برای هدایت استعدادش پیدا کند.
Cashback
پس از یک جدایی دردناک، بن دچار بی‌خوابی می‌شود. برای گذراندن زمان، او در شیفت شب یک سوپرمارکت محلی مشغول به کار می‌شود، جایی که تخیل هنری‌اش به شکلی بی‌حدوحصر به جریان می‌افتد.
Atonement
سال ۱۹۳۵. برایونی تالیس فرزند ۱۳ ساله خانواده ای مرفه، با متهم کردن معشوق خواهر بزرگترش به جرمی که مرتکب نشده، سرنوشت زندگی خیلی‌ها را بکلی تغییر میدهد. بر اساس رمان عاشقانه انگلیسی، نوشته «یان مک ایوان».
Carol
در اقتباسی از رمان تأثیرگذار *The Price of Salt* نوشته پاتریشیا های‌اسمیت، *کارول* داستان دو زن از پیشینه‌های کاملاً متفاوت را روایت می‌کند که در دهه ۱۹۵۰ نیویورک، به شکلی غیرمنتظره وارد رابطه‌ای عاشقانه می‌شوند. در حالی که هنجارهای اجتماعی آن زمان عشق آن‌ها را به چالش می‌کشند، داستانی صادقانه شکل می‌گیرد که پایداری قلب را در برابر تغییرات نشان می‌دهد. ترز بلیوت (رونی مارا)، زن جوانی در دهه بیست زندگی‌اش، به‌عنوان فروشنده در یک فروشگاه زنجیره‌ای در منهتن کار می‌کند و آرزوی زندگی پربارتری دارد تا اینکه با کارول (کیت بلانشت) آشنا می‌شود، زنی جذاب که در یک ازدواج بی‌عشق و مصلحتی گرفتار شده است. جرقه‌ای که میان آن‌ها شکل می‌گیرد، به‌سرعت از یک آشنایی ساده فراتر رفته و به رابطه‌ای عمیق تبدیل می‌شود. در حالی که کارول تلاش می‌کند خود را از بند ازدواج رها کند، همسرش (کایل چندلر) صلاحیت او را به‌عنوان مادر زیر سؤال می‌برد، به‌ویژه پس از آشکار شدن رابطه او با ترز و دوستی نزدیکش با ابی (سارا پلسون).
Blended
بعد از یک قرار ملاقات کور که به طرز فاجعه‌آمیزی خراب می‌شود، جیم و لورن توافق می‌کنند که هرگز، هیچ‌وقت یکدیگر را دوباره نبینند. اما همه چیز وقتی تغییر می‌کند که این دو، به‌طور تصادفی، خود و خانواده‌هایشان (شامل بچه‌ها) را در یک سوییت مشترک در یک مقصد تعطیلات سافاری در آفریقا گیر می‌اندازند. این موقعیت ناخوشایند و به‌شدت ناراحت‌کننده به سرعت تبدیل به یک کمدی پر از لحظات تنش، سوءتفاهم‌ها و اتفاقات غیرمنتظره می‌شود. در حالی که جیم و لورن باید با یکدیگر کنار بیایند تا به طور موقت در کنار خانواده‌هایشان دوام بیاورند، به مرور زمان به درک جدیدی از یکدیگر و زندگی‌شان می‌رسند. این داستان نه‌تنها پر از لحظات طنز است، بلکه با بررسی روابط انسانی، تغییرات غیرمنتظره و نیاز به همکاری در موقعیت‌های دشوار نیز به عمق می‌پردازد.
Jane Eyre
یک خانم موشی که قلب کارفرمایش را نرم می کند به زودی متوجه می شود که او یک راز وحشتناک را پنهان کرده است.
The Reader
The Reader در آلمان پس از جنگ آغاز می‌شود، زمانی که نوجوان مایکل برگ بیمار می‌شود و هانا، یک زن غریبه که دو برابر سن او دارد، او را به خانه می‌رساند. مایکل از تب مخملک بهبود می‌یابد و برای تشکر از هانا به دنبال او می‌رود. آنها به سرعت وارد یک رابطه پنهانی و پرشور می‌شوند. مایکل متوجه می‌شود که هانا از شنیدن کتاب‌ها لذت می‌برد و رابطه فیزیکی آنها عمیق‌تر می‌شود. هانا از اینکه مایکل برایش از کتاب‌هایی چون "اودیسه"، "هاک فین" و "بانوی با سگ کوچک" می‌خواند، شگفت‌زده می‌شود. علیرغم ارتباط عمیق‌شان، هانا به طرز معماگونه‌ای روزی ناپدید می‌شود و مایکل گیج و دل‌شکسته باقی می‌ماند. هشت سال بعد، هنگامی که مایکل در حال تحصیل در رشته حقوق است و محاکمات جنایات جنگی نازی‌ها را دنبال می‌کند، شگفت‌زده می‌شود که هانا دوباره در زندگی او ظاهر می‌شود – این بار به عنوان یک متهم در دادگاه. هنگامی که گذشته هانا آشکار می‌شود، مایکل رازی عمیق را کشف می‌کند که زندگی هر دوی آنها را تحت تأثیر قرار خواهد داد. The Reader داستانی است درباره حقیقت و آشتی، و اینکه چگونه یک نسل با جنایات نسل دیگر کنار می‌آید.
Bitter Moon
(ماه تلخ)
زوج بریتانیایی فیونا (دام کریستین اسکات توماس) و نایجل (هیو گرانت) در مسیر هند به استانبول می روند. آنها با یک زن فرانسوی زیبا روبرو می شوند و همان شب نایجل در حالی که به تنهایی در بار کشتی می رقصد با او ملاقات می کند. بعداً او با شوهر فلج آمریکایی اسکار (پیتر کایوت) آشنا می شود که داستان آنها را برای او تعریف می کند. در حالی که چندین سال در پاریس زندگی می کند و سعی می کند نویسنده شود، شیفته زنی می شود که به طور اتفاقی در اتوبوس با او آشنا شده است. او را ردیابی می کند و آنها یک رابطه عاشقانه شروع می کنند. به زودی اسکار بدن و روح خود را اسیر عشق او می بیند و در مراحل مختلف طی چندین بازدید از کابین اسکار جزئیات این رابطه را برای نایجل بازگو می کند.
The Wedding Ringer
داگ هریس (جاش گد) داماد دوست‌داشتنی اما اجتماعی ضعیفی است که یک مشکل دارد: او هیچ شاهدی برای مراسم عروسی ندارد. کمتر از دو هفته به عروسی او با دختر رؤیاهایش (کایلی کوئوکوی-سویتینگ) مانده است و داگ به جیمی کالاهان (کوین هارت) معرفی می‌شود، مالک و مدیرعامل شرکت "بهترین مرد" که مردانی دلنشین به عنوان شاهد برای کسانی که در مسائل اجتماعی دچار مشکل هستند، تأمین می‌کند. آنچه اتفاق می‌افتد یک نمایش عروسی خنده‌دار است که در آن آن‌ها تلاش می‌کنند تا این نقشه بزرگ را عملی کنند و در همین حین یک دوستی غیرمنتظره بین داگ و شاهد ساختگی‌اش جیمی شکل می‌گیرد.
Anna Karenina
در سال 1874، در روسیه امپراتوری، آنا کارنینا از سن پترزبورگ به مسکو سفر می‌کند تا ازدواج برادرش، پرنس ابلونسکی را که با خدمتکار خانه‌اش رابطه عاشقانه داشته نجات دهد. آنا کارنینا ازدواج سردی با شوهرش، کنت الکسی کارنین دارد و آنها یک پسر دارند. آنا در ایستگاه قطار با افسر سواره نظام، کنت ورونسکی ملاقات می‌کند و احساس جذابیت متقابل بین آنها شکل می‌گیرد. به زودی آنا متوجه می‌شود که ورونسکی قصد دارد از کیتی، خواهر کوچکتر خواهرش دالی، خواستگاری کند. آنا به طور رضایت‌بخشی مسئله بی‌وفایی برادرش را حل می‌کند و کیتی از او دعوت می‌کند تا برای بال بیاید. اما آنا کارنینا و ورونسکی در بال می‌رقصند که توجه جامعه محافظه‌کار را جلب می‌کند. به زودی آنها رابطه عاشقانه‌ای آغاز می‌کنند که آنا کارنینا را به سرنوشتی تراژیک خواهد رساند.
Before Midnight
نه سال از آخرین ملاقات ما با جسی و سلین می گذرد، زوج فرانسوی-آمریکایی که زمانی در قطاری در وین با هم آشنا شده بودند. آنها اکنون با دختران دوقلو در پاریس زندگی می کنند، اما یک تابستان را به دعوت یکی از همکارهای نویسنده جسی در یونان گذرانده اند. هنگامی که تعطیلات به پایان می رسد و جسی باید پسر نوجوان خود را به ایالات متحده بفرستد، او شروع به زیر سوال بردن تصمیمات زندگی خود می کند و رابطه او با سلین در خطر است.
By the Sea
(کنار دریا)
 داستان این فیلم که در اواسط دهه ۷۰ میلادی اتفاق می افتد، درباره یک نویسنده آمریکایی به نام رولاند (برد پیت) و همسرش ونسا (آنجلینا جولی) است، می باشد که پس از آغاز سفرشان به فرانسه با مشکلاتی رو به رو شده و زندگیشان به چالش کشیده می شود...
Cold Mountain
این حماسه جنگ داخلی به موضوعات عاشقانه، دوستی و ویرانی‌های جنگ می‌پردازد - هم در میدان نبرد و هم در جبهه خانه. وحشت‌های جنگ را هم برای کسانی که در آن می‌جنگند و هم برای کسانی که پشت سر می‌مانند به تصویر می‌کشد. این داستانی است از امید، آرزو، رستگاری، شانس‌های دوباره و ایمان.
Modern Times
در آخرین فیلم صامت چارلی چاپلین، "عصر جدید"، او در مقابل چالش‌ها و مشکلات جامعه مدرن و عصر ماشین‌ها به پا می‌خیزد. در ابتدای فیلم، چارلی در یک کارخانه کار می‌کند و تلاش می‌کند تا با سرعت خط تولید همگام شود، پیچ و مهره‌ها را سفت کند. این تلاش دیوانه‌وار برای هماهنگی با ماشین‌ها باعث می‌شود که او دچار استرس و فشار زیادی شود. در یکی از صحنه‌ها، چارلی برای آزمایش یک دستگاه تغذیه‌ی اتوماتیک انتخاب می‌شود، اما اتفاقات ناگوار و خنده‌داری رخ می‌دهد که باعث می‌شود رئیس کارخانه تصور کند که چارلی دچار جنون شده است. در نتیجه، او به یک بیمارستان روانی منتقل می‌شود. این فیلم به شکلی طنزآمیز مشکلات و پیچیدگی‌های زندگی در جامعه مدرن و صنعتی را به تصویر می‌کشد.
Magic in the Moonlight
وی لینگ سو، معروف به استنلی کراوفورد (کالین فرث)، یک شعبده‌باز است که تمام زندگی‌اش را به فاش کردن افراد روحانی تقلبی اختصاص داده است. او قصد دارد به سرعت حقیقت پشت سر روحانی مشهور، سوفی بیکر (اما استون)، و مادر فریبکار او (مارشیا گی هاردن) را آشکار کند. اما هر چه بیشتر زمانش را با او می‌گذراند، شروع به فکر کردن می‌کند که شاید او واقعاً بتواند با دنیای دیگر ارتباط برقرار کند و حتی بدتر از آن، ممکن است عاشق او شود.
Before Sunrise
جسی جهانگرد آمریکایی و سلین دانشجوی فرانسوی به طور اتفاقی در قطار بوداپست به وین با هم ملاقات می کنند. جسی با احساس اینکه آنها در حال ایجاد ارتباط هستند، از سلین می خواهد که روز را با او در وین بگذراند و او موافقت می کند. بنابراین آنها زمان قبل از پرواز برنامه ریزی شده او را صبح روز بعد با هم می گذرانند. چگونه دو غریبه کامل در طول یک روز اینقدر صمیمانه به هم متصل می شوند؟ چه چیز خاصی است که دو نفر را به شدت به هم پیوند می دهد؟ هنگامی که پیوند آنها به عشق تبدیل می شود، صبح روز بعد که جسی پرواز می کند چه اتفاقی برای آنها می افتد؟
The Terminal
(ترمینال)
ویکتور ناورسکی از یک کشور ناپایدار سیاسی به فرودگاه JFK می رسد. به دلیل فروپاشی دولتش، اوراقش دیگر در فرودگاه معتبر نیست و از این رو مجبور می شود تا زمانی که جنگ سرد شود، در فرودگاه بماند. او فرودگاه را خانه خود می کند و تا زمانی که بتواند آنجا را ترک کند با افرادی که آنجا کار می کنند دوستی ایجاد می کند.
Last Tango in Paris
(آخرین تانگو در پاریس)
در حین جستجو برای یک آپارتمان، ژان، یک دختر جوان و زیبا از پاریس، با پل، یک تبعه آمریکایی مرموز که در سوگ خودکشی اخیر همسرش است، ملاقات می‌کند. آن‌ها بلافاصله به یکدیگر جذب می‌شوند و رابطه‌ای طوفانی و پرشور آغاز می‌کنند، در این رابطه هیچ‌کدام نام‌های یکدیگر را فاش نمی‌کنند. این رابطه به شدت بر زندگی آن‌ها تأثیر می‌گذارد، زیرا پل با مرگ همسرش دست و پنجه نرم می‌کند و ژان در حال آماده شدن برای ازدواج با نامزدش، تام، یک کارگردان فیلم است که در حال ساخت یک مستند سینما-وریت درباره او می‌باشد.
Cinema Paradiso
(سینما پارادیسو)
پسری که در یک روستای بومی سیسیلی بزرگ شده است، پس از دریافت خبر مرگ یک دوست قدیمی، به خانه‌اش بازمی‌گردد به عنوان یک کارگردان معروف. داستان از طریق یک فلش‌بک روایت می‌شود و سالواتوره به دوران کودکی خود و رابطه‌اش با آلفردو، یک اپراتور سینما در سینما پارادیزو، یاد می‌کند. تحت تأثیر پدری‌گونه آلفردو، سالواتوره عاشق فیلم‌سازی می‌شود و این دو بسیاری از ساعت‌ها را به بحث در مورد فیلم‌ها می‌گذرانند و آلفردو با دقت مهارت‌هایی را به سالواتوره آموزش می‌دهد که به عنوان یک پل برای ورود او به دنیای فیلم‌سازی عمل می‌کند. فیلم بینندگان را از طریق تغییرات سینما و حرفه در حال مرگ فیلم‌سازی سنتی، ویرایش و نمایش هدایت می‌کند. همچنین رویای یک پسر جوان برای ترک شهر کوچک خود و ورود به دنیای بیرون را بررسی می‌کند.
The Longest Ride
داستان درباره‌ی دو جوان به نام لوک (اسکات ایستوود) و سوفیا (بریت رابرتسون) است که با هم آشنا می‌شوند و عاشق یکدیگر می‌گردند. پس از مدتی، آن‌ها با مردی (آلن آلدا) که در یک تصادف آسیب دیده است، آشنا می‌شوند. این مرد نیز زمانی عاشق بوده و با دیدن لوک و سوفیا، خاطرات عشق گذشته‌اش به یادش می‌آید.
Love & Other Drugs
(عشق و دیگر داروها)
مگی (هاثاوی) یک روح آزاد و جذاب است که نمی‌گذارد هیچ‌کس - یا هیچ‌چیز - او را محدود کند. اما او در جیمی (گیلنهال) با کسی مواجه می‌شود که جذابیت بی‌پایان و تقریبا بدون خطایش در جلب توجه خانم‌ها و در دنیای بی‌رحم فروش دارو برایش بسیار مفید است. رابطه در حال تحول مگی و جیمی هر دو را غافلگیر می‌کند، چرا که آنها خود را تحت تأثیر قوی‌ترین دارو، یعنی عشق، می‌بینند.
The Graduate
«بن براداک» (هافمن) که تازه فارغ التحصيل شده است، هنوز براي آينده ي خود تصميم جدي نگرفته است. خيلي زود «خانم رابينسن» (بنکرافت)، همسر دوست پدرش، به او علاقه مند مي شود و سعي مي کند او را فریب دهد...
Brokeback Mountain
اینnis و جک دو چوپان هستند که رابطه‌ای جنسی و احساسی میان آنها شکل می‌گیرد. این رابطه زمانی پیچیده‌تر می‌شود که هر دوی آنها با نامزدهای خود ازدواج می‌کنند. داستان درباره روابط پیچیده و درونی دو مرد است که در حالی که در زندگی شخصی خود به دنبال ساختن آینده‌ای متفاوت هستند، احساسات و کشش‌های عاطفی آن‌ها به همدیگر باعث ایجاد کشمکش‌های روانی و اجتماعی می‌شود. این روابط باعث ایجاد دلهره‌ها و فشارهای زیادی بر آنها می‌شود، چرا که از یک سو باید در برابر انتظارات اجتماعی و خانوادگی قرار بگیرند و از سوی دیگر احساسات شخصی و واقعی خود را در مقابل هنجارهای جامعه پنهان نگه دارند. داستان به بررسی مبارزه‌های درونی شخصیت‌ها و پیچیدگی‌های انسانی در دنیای واقعی می‌پردازد، جایی که عشق و هویت در تضاد با انتظارات بیرونی قرار دارند.
Revolutionary Road
سال ۱۹۵۵ است. فرانک و اپریل ویلر در دوره "خارش هفت ساله" ازدواجشان قرار دارند؛ آنها خوشحال نیستند. اپریل رویای بازیگری خود را رها کرده و فرانک از شغلش متنفر است. یک روز، اپریل پیشنهاد می‌دهد که به پاریس نقل‌مکان کنند تا زندگی‌شان را احیا کنند.
Blue Jasmine
یک شهروند نیویورکی، عمیقاً مضطرب و در حال انکار، به سانفرانسیسکو می رسد تا بر خواهرش تحمیل شود. او یک میلیون دلار به نظر می رسد اما پول، صلح یا عشق به ارمغان نمی آورد.